فاصله چندانی تا انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا نمانده و تنش میان دونالد ترامپ و رسانههای جریان اصلی به شکل بیسابقهای بالا گرفته است. از ممنوعیت ورود خبرنگاران سه رسانه به کاخسفید تا شکایت حقوقی آنها، از نقش ناتالی هارپ در این داستان تا اظهارات طنزآمیز جیدی ونس و پس از آن، تحریم برنامههای تلویزیونی ترامپ توسط شبکههای بزرگ، همه نشان میدهد این یک درگیری ساده نیست. به نظر میرسد ترامپ بار دیگر توانسته جریان اصلی رسانه را درگیر بازی خودش کند.
۳ رسانه، یک حکم، یک شکایت
ماجرا از پنج روز پیش آغاز شد، زمانی که ترامپ در شبکه اجتماعی خود «تروث سوشال» اعلام کرد خبرنگاران سه رسانه یعنی سیانان، اماس ناو (که پیشتر اماسانبیسی نام داشت) و پولیتیکو از ورود به کاخسفید منع شدهاند. دلیل اعلامشده تولید و انتشار مستمر محتوای جعلی و ساختگی بود. دو روز پیش، سه رسانه یادشده در دادگاه فدرال واشنگتن دیسی شکایتی تنظیم کردند و این ممنوعیت را نقض متمم اول قانون اساسی (آزادی مطبوعات) و متمم پنجم (روند قانونی عادلانه) خواندند. آنها خواستار صدور حکم موقت برای بازگرداندن فوری کارتهای خبری شدند.
ناتالی هارپ؛ زنی که سایه ترامپ شده است
در میان این جنگ رسانهای، چهرهای که کمتر در دوربینها دیده میشود اما نقشی کلیدی دارد، ناتالی هارپ است؛ دستیار ویژه رئیسجمهور. هارپ سی و پنج ساله را روزنامه نیویورک تایمز وفادارترین دستیار ترامپ نامیده است. او تقریباً بدون تعطیلی کار میکند، در هواپیمای ریاستجمهوری صندلی ثابت دارد، میتواند مستقیماً به حساب تروث سوشال ترامپ وارد شود و با لحن و سبک نگارش خود ترامپ پست بگذارد. حالا اما کیتلین کالینز، مجری سیانان گفته او در محدود کردن سه رسانه نقش داشته است. کالینز میگوید: «چیزی که من و همکارانم، از منابعمان شنیدهایم این است که ناتالی هارپ، یکی از نزدیکترین دستیاران ترامپ، هفته گذشته مطالب و گرافیکهایی درباره پوشش منفیِ رسانهای پولیتیکو به ترامپ نشان داده است. ظاهراً رئیسجمهور وقتی آن گرافیک مربوط به پوشش خبری پولیتیکو را دید، بهشدت عصبانی شد. او همچنین از چند گزارش و کلیپ تلویزیونی که درباره عملکرد دولتش و دوره ریاستجمهوریاش دیده بود، ناراضی بود».
همزمان معاون رئیسجمهور، جیدی ونس نیز در سخنانی طنزآمیز در این باره اظهار نظر کرده است. او گفته است: «خیلیها را شنیدهام که میگویند ما پولیتیکو را ممنوع کردهایم. پولیتیکو همچنان میتواند مطالب جنجالی و عجیبوغریب خودش را منتشر کند؛ همچنان هم میتواند حرفها و اقدامات ما را نادرست بازتاب دهد. تفاوت فقط این است که دیگر در کاخ سفید دفتر ندارد...».
جنگ فقط سه رسانه نیست
ممنوعیت سه رسانه تنها بخشی از یک فشار سیستماتیک است. از آغاز دوره دوم ترامپ، خبرنگاران آسوشیتدپرس هم به دلیل امتناع از تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج آمریکا، از ورود به دفتر بیضی و ایرفورس وان منع شدند. دادگاه فدرال ابتدا حکم موقت بازگشت داد، اما دادگاه تجدیدنظر بعداً آن را تا حدی متوقف کرد. کمی پس از آن در یک رویداد دیگر، سخنگوی کاخسفید مستقیماً به مجری سیبیاس هشدار داد که مطمئن شود مصاحبه را سانسور نمیکند و اگر کامل منتشر نکند، تا سر حد ورشکستگی شکایت خواهد کرد. در یک پرونده دیگر، ترامپ به دلیل پوشش خبری مرتبط با انتخابات ۲۰۲۴ از اِیبیسی شکایت کرد و این شبکه ۱۵ میلیون دلار غرامت پرداخت. همچنین در پروندهای دیگر، ترامپ به دلیل سانسور سخنانش در بیبیسی شکایت کرد و ۱۰ میلیارد دلار غرامت خواست. در جولای ۲۰۲۶، ترامپ سخنرانی تلویزیونی سراسری داشت، اما شبکههای بزرگ مانند انبیسی و اِیبیسی از پخش زنده آن خودداری کردند. ترامپ در همان سخنرانی این رسانهها را دروغگو خواند و تهدید کرد هر رسانهای که سخنرانی او را پخش نکند باید مجوزش لغو شود.
با گذشت زمان، جنگ میان ترامپ و رسانههای اصلی بیشتر شده و حالا به مرحلهای جدید رسیده است. اکنون تلویزیونهای بزرگ تصمیم گرفتهاند ابتکار عمل را در دست بگیرند و این بار آنها ترامپ را بایکوت کنند. براساس یادداشتی که به دست روزنامه واشنگتنپست رسیده، شبکههای اِیبیسی، سیبیاس، انبیسی، سیانان و فاکسنیوز اعلام کردهاند از ۲۱ سپتامبر، دیگر هیچ رویدادی را که در چارچوب «پوشش تلویزیونی مشترک رئیسجمهور» قرار میگیرد، پوشش نخواهند داد.
نقشهای که یکشبه کشیده نشد
همین شواهد نشان میدهد ترامپ یکشبه وارد جنگ با رسانهها نشده است و نقشهای دارد. این یک حمله بیهدف نیست. استراتژی عمیقتر احتمالاً این است که روایت انتخابات میاندورهای از اقتصاد و معیشت آمریکاییها - که طبق آمار در وضعیت بدی قرار دارد - به بیاعتبار کردن رسانههای جعلی تغییر کند. بهعبارتی وقتی برگ برنده اقتصاد کار نمیکند، ترامپ به میدان نبردی نیاز دارد که پایگاه وفادارش را فعال و توجهها را منحرف کند. روایت «رسانهها علیه من» برای وفادارترین حامیانش همیشه مؤثر بوده است. نقش ناتالی هارپ دقیقاً همین منطق را تأیید میکند: او همه سازوکارهای نظارتی سنتی را دور میزند تا صدای ترامپ بدون آلودگی به مخاطبانش برسد. وقتی رسانههای اصلی بیرون از کاخ سفید میمانند، پستهای تروث سوشال ترامپ به کانال اختصاصی او تبدیل میشود، بدون پرسش، بدون راستیآزمایی، فقط آنچه او میخواهد طرفدارانش ببینند. سفرهای خارجی ونس و بازی ورود به اردوگاه دشمن نیز این روایت را به سطح بینالمللی و مردمی گسترش میدهد: مبارزه با رسانه جعلی فقط یک نبرد داخلی نیست، یک جنگ جهانی است که حول دیکتاتوری ترامپ دور میزند، اما به نمایش چهرهای مظلوم از او منجر میشود؛ چهرهای که باوجود تلاش بیپایانش برای «بزرگ کردن دوباره آمریکا» توسط رسانههای جعلی ضعیف نشان داده میشود.
برنده کسی است که روایت را ببرد
بنابراین باید پذیرفت این درگیری، یک نبرد انتخاباتی بر سر کنترل اطلاعات است. او تلاش میکند تمرکز انتخابات میاندورهای را از مشکلات اقتصادی و نرخ محبوبیت پایین، به روایت ترامپ و مردم در برابر رسانه فاسد منتقل کند. در چنین نگاهی «انتحاری» خواندن حرکت ترامپ دقیقاً همان جایی است که محاسبات را بههم میریزد. ترامپ در آستانه انتخابات، آگاهانه دارد ریسک میکند، آن هم یک ریسک محاسبهشده.
۴۶درصد آمریکاییها معتقدند ترامپ موجب میشود جمهوریخواهان سختتر برنده شوند و فقط ۲۶درصد فکر میکنند حضورش کمککننده است و این یعنی بدنه حزب خودش دارد از او فاصله میگیرد. وقتی یک سیاستمدار میبیند حزبش دارد پنهانش میکند، دو راه دارد: یا عقب بنشیند و بگذارد انتخابات به همهپرسی علیه او تبدیل شود، یا صحنه را به میدانی تبدیل کند که در آن، او قهرمان مظلوم باشد، نه مسئول مشکلات. ترامپ راه دوم را انتخاب کرده است.عملکرد ترامپ در ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ هم نشان داد روایت «من در برابر رسانههای فاسد» برای پایگاهش کار میکند. این پایگاه به او رأی میدهد چون باور دارد او تنها کسی است که «سیستم» را به چالش میکشد.
نکته مهم دیگری که در گزارشها آمده این است این ممنوعیت پس از آن اعمال شد که ناتالی هارپ، دستیار ویژه ترامپ، کلیپی از انتقادهای رسانهها را به او نشان داده است. این یعنی تصمیم در یک لحظه و بدون ساختار بروکراتیک معمول گرفته شده و اتفاقاً همین ظاهرسازی به نقشه کلی ترامپ در نمایش یک رئیسجمهور مظلوم کمک میکند.
اما در درازمدت این یعنی ترامپ دارد یک اکوسیستم اطلاعاتی بسته میسازد. بهویژه اینکه بلافاصله پس از محرومیت سه رسانه از ورود به کاخسفید، ترامپ ایده تلویزیون ترامپ را مطرح کرده است. این برای یک کمپین انتخاباتی، به معنای کنترل کامل روایت است.
ترامپ میداند ممکن است در دادگاه ببازد. میداند شکایت سه رسانه شانس موفقیت دارد، اما او به زمان نیاز دارد، نه به پیروزی حقوقی. روند قانونی ماهها طول میکشد؛ تا آن موقع، انتخابات برگزار شده و در آن فاصله، او به طرفدارانش میگوید: «ببینید، من را سانسور میکنند. اگر میخواهید صدای من شنیده شود، باید رأی بدهید». ترامپ در آستانه یک انتخابات که نظرسنجیها برایش فاجعهبار است، دارد میدان نبرد را از «اقتصاد» به «آزادی بیان» منتقل میکند. او میداند در نبرد اقتصاد میبازد. در نبرد «من در برابر رسانهها» اما تاکنون همیشه برنده بوده، پس چرا همین حربه را دوباره امتحان نکند؟





نظر شما